قطره ، جويبار ،‌رود و دريا   

تکراريه ولی هنوز هم جالبه !

از قطره پرسيدند آرزويت چيست ؟ گفت :به همه پيوستن و جويبار شدن!
از جويبار پرسيدند آرزويت چيست ؟ گفت : به همه پيوستن و رود شدن!
از رود پرسيدند آرزويت چيست ؟ گفت : به دريا پيوستن و دريا شدن !

از دريا پرسيدند آرزويت چيست ؟‌گفت :هيچ ، ولی کاش قطره شبنمی بودم در کنار گلی بی خبر از همه جا

لینک
   بی عشق تو هيچم به بازی مدهم   

باز منو زلف تو و کنج خراب

باز شب و تنهايی و اين همه راز

باز دل و عشق تو و ياد تو ، سوز و گداز

باز شب و ياد تو اشک چراغ

باز منو اين، کنج خراب

لینک
   عرف   

 تو نمي داني من چه قدر دوست دارم بر خلاف مقررات و آداب و رسوم و بر خلاف قانون و افكار و عقايد مردم رفتار كنم ولي بندهايي بر پاي من هست كه مرا محدود مي كند روح من وجود من و اعمال من در چهار ديواري قوانين سست و بي معني اجتماعي محبوس مانده و من پيوسته فكر مي كنم كه هر طور شده بايد يك قدم از سطح عاديات بالاتر بگذارم من اين زندگي خسته كننده و پر از قيد و بند را دوست ندارم
تو لابد با فلسفه ي اگزيستانسياليست ها آشنا هستي اينها يك دسته ي جديدي هستند كه عقيده دارند هيچ چيز بدي در دنيا وجود ندارد هيچ چيز بد نيست و روي همين عقيده هر كار كه مي خواهند مي كنند حتي لخت درخيابان ها مي گردند زيرا هيچ بدي وجود ندارد پسرها لباس دخترها را مي پوشند و مثل آنها آرايش مي كنند دخترها اعمال مردها را انجام مي دهند و زندگي آنها پر است از عجايب ... تو فكر مي كني اين زندگي لذيذ و زيباست ؟

فروغ

ادامه دارد ...

لینک
   خاکم بدهن مگر تو مستی ربی؟   

ابريق می مرا شکستی ربی   برمن در عيش به بستی ربی
من می خورم و تو می کنی بد مستی   خاکم بدهن مگر تو مستی ربی؟

لینک