تجمع قانونی   

خيلی عاليه که توی يک کشور همه بتونن آزادانه صحبت کنند ولی چرا بعضی از خبرها و صحبت ها و تجمع ها اطلاع رسانی ميشه و بعضی سرکوب ميشه ؟ آيا اجتماع اين افراد قانونی بوده و با مجوز از وزارت کشور انجام شده ؟ در صورتی که قانونی بوده افراد متولی در اين اجتماع چه کسانی بود و يا چه فرد يا حزبی اين مجوز را کسب کرده ؟ همانطور که در عکس مشاهده ميشه اجتماع اين افراد اصلا سبب مزاحمت نشده به طوری که در دو روز متوالی انجام شده يک روز در جلوی وزارت فرهنگ و روزی ديگر در مجلس . حال چطور اجتماع عده ای از بانوان در پارک دانشجويی ايجاد مزاحمت کرده و غير قانونی بوده

تجمع اعتراض آميز بانوان و خانواده هاي شهدا نسبت به بدحجابي در مقابل وزارت ارشاد

تجمع اعتراض آميز بانوان و خانواده هاي شهدا نسبت به بدحجابي در مقابل مجلس
 

تجمع زنان در پارک دانشجو
به مناسبت روز جهانی زن، 8 مارس

تجمع در حدود ساعت 4 آغاز شد، زنان در سنین مختلف با شعارهایی در دست که می‌بینید، ابتدا در سکوت... و بعد از چند دقیقه بطور هماهنگ شروع به خواندن سرود جنبش زنان کردند...
در همان زمان ماشین نیروی انتظامی به میان جمعیت آمد و از پشت بلندگو اعلام کرد که این تجمع غیر‌قانونی است و متفرق شود...
و در دقایق بعدی با حمله نیروهای انتظامی، ضد شورش، همراه با باتوم برقی و ...

تجمع زنان در پارک دانشجو  به مناسبت روز جهانی زن، 8 مارس
 
خودتون قضاوت کنيد . آيا می توان با قانون گزينشی بر خورد کرد ؟ آيا در پارک دانشجو در ميان بانوان خانواده شهدا وجود نداشتند ؟

چرا ؟

لینک
   عمر - من - تو - هجران   

اين ترانه تنها برای من يک ترانه نيست بلکه يک خاطرست. منو ياده گذشته می ندازه شايد ۳ سال پيش و شايد پيشتر.شايد اون موقع فقط گوش ميکردمش ولی الان ديگه درکش می کنم. (لطفا با دقت بخونيد)

میروم و میبرمت به کام طوفانها
که یکسان بگذرد آب از سر ما

می سپارم دست تو را به دست هجرانها
که با هم تیره گردد اختر ما

موی من شد سپید ای جوانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را
شد چو آب روان زندگانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را

تو به یارای من یک شب عالم پریشان نبودی
تو که همپای من در وادی غم شتابان نبودی
تو ندانی غمم که ندانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را

گر چه بر جانم بلایی
دل فریبی ده تو دانی
با همه ی بی وفایی آرزوی قلب مایی
تو ندانی غمم که ندانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را

شايد سختی وجود داشته ولی بازگشت به اون زمان ها بازم آرزو منه . خيلی دلتنگ اون روزام .

لینک
   ای مرگ بیا   

ای چرخ فلک دوندگی  ما را  کشت
                                                  در  درگه  خلق  بندگی ما را  کشت

زین ذلت روزگار و زین تهمت خلق 
                                                  ای مرگ بیا که زندگی ما را  کشت
  

لینک
   مشت های کوچک   

اي سبزه ي کوچک
گامهاي تو کوتاه ست
اما زمين در زير پاي توست

لینک
   لا لا ديگه بسه گل لاله   

لا لا لا دیگه بسه گل لاله
  بهار سرخ امسال مثل هرساله
هنوزم تیر و ترکش قلب رو می شناسه
                  هنوز شب زیر سرب و چکمه می ناله
نخواب آروم گل بی خار وبی کینه
           نمی بینی نشسته گوله تو سینه 
    آخه بارون که نیست رگبار باروته
سزای عاشقای خوب ما اینه
             نترس از گوله دشمن گل لادن
                   که پوست شیر پوست سرزمین من
     اجاق گرم سرمای شب سنگر
دليل تا سپیده رفتن ورفتن


            نخواب آروم گل بادوم ناباور 
    گل دل نازک خسته گل پر پر
نگو باد ولایت پر پرت کرده
                دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
 نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
          مثل يار دلاور نشکن از دشمن
           ببین سر می شکنه تا وقتی سرداره
نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
         نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
      کتابای سپید رو دوره می کردیم
که فکر شب کلاهی از نمد باشیم
نگو کو تا هزار آفتاب هزار مهتاب
            نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
            بخون با من نترس از گوله دشمن
                  بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
       نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقویم ما صد تا گره داره
        به پیغام کلاغای سیاه شک کن !
   که شب جز تیرگی چیزی نمیاره


           نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
 نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
    بخون با من بیا تا من نگو دیره
     سکوت شيشه های شب غمی داره
  ولی خشم تو مشت محکمی داره
       عزيز جمعه های عشق و آزاده
    کلاغ پر بازی با تو عالمی داره


بخواب ای حسرت سفره گل گندم
نباش تو لا به لای قصه سر در گم
نخواب روی بالش پرهای پروانه
که فرياد تو رو کم داره اين مردم
لا لا ديگه بسه گل لاله

 ...(شهیار قنبری)

لینک
   ناشناس   

سلام بر تو كه نمي شناختمت اما با گلوي پراوازت ترانه هاي تاريكم جان گرفتند به خاطر تو اي ناشناس ! كه طنين صدايت را اميدم ساختي زيبا ترين شعرها را برايت خواهم نوشت و قشنگترين گل هاي عشق را از بوته ي وحشي دلم خواهم چيد ودر پايت خواهم ريخت تك مهتاب من ! تويي اي نازنين (كاش كاش احساس نياز ديدنت از وجودم چون وجودت دور بود كاش )

يار قديمی

لینک
   آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست   

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

لینک