ناکجا آباد   

بر زمین بی زمانی ناکجا آبادی ام

شهروند روستای هر چه بادا بادیم

چشم های مهربانی از نظر دورم ندار

ای بغل آیین تان ، آغوش ها بگشاییم

سنگ بودم مردگی میرفت تا خاکم کند

با دم گلسنگی ات دنیای دیگر دادیم

پیش آتش بازی چشمت، زمستان قصه ای است

از تو می گویند پیرانه شب آبادیم

شیون فومنی

لینک
   نیستی و هستی   

من از پیچدگی به سادگی
     از سادگی به پوچی 
        و از پوچی به نیستی رسیدم

دریغا که از نیستی به آیت تلخ هستی رسیدم

لینک