اينجا همه چيز زيباست

اینجا همه چیز دروغ است
اینجا همه چیز تبلیغ است و صدا
اینجا واقعیت را همچون تن عریان آدمی با برگها پاییزی پوشاندند و دورغ را همچون زینتی به رخ آدمی کشیدند
امید را به نعش منجمدی نقش زدند
احساس را به بند کشیدند
سخن را به اسارت بردند و من نمی دانم بر سر قلم چه آوردند
و چه زشت معنا را به هرزگی کشیدند
مغز آدمی را به لانه خران خاکی و سینه های گرم را به غذای زمستان موریانه ها  تبدیل کردند
آری اینجا همه چیز دروغ است حتی آزادی
همه چی تبلیغ است


اینجا همه چیز بد است حتی خوب!

/ 1 نظر / 11 بازدید
آتنا

اینجا همه چیز در پنجه ی پوچ بودن ها گرفتار است دوست نازنینم! و همه دلشان برای چشمان میشی ما می سوزد و دوستانه برایمان نسخه می پیچند و خودشان نمی دانند که چه چقدر بوی ریا ی رفتارشان شامه مان را می آزارد ... اینچا همه چیز در پنجه ی پوچ بودن ها گرفتار است ... و تو از درد تنهایی می سرایی و من از درد ِ کنار زده شدن ... و هر دو ره پوی ِ این خرابه های بودنیم ... به زمین تکیه کن سالار ... که اینجا هیچ تختی نیست .... ............. نوشته ی زیبایتان، از دل بر آمده بود و لاجرم بر دل نشست ... صادقانه می گویم، همیشه قلم روانتان را دوست می دارم مانا یاشید و عاشق