جانم ناتوان آهم بی اثر

گر نشد قسمتم عیش و شادمانی
سرخوشم با همین رنج زندگانی
با من دیوانه این جهان بیگانه
عمر من بی حاصل عشق من افسانه
حسرتم جاودانه
جانم ناتوان آهم بی اثر
قلبم مهربان اشکم بی ثمر
عمرم شد همه باطل
وای از این دل غافل
بزمی مستانه خواهم
حلقی دیوانه خواهم
تا کنم شکوه رنج هستی
ای خوش آن بزم و آن شور مستی
شمع صبحم جلوه ای ندارم
بهتر سر بر خامشی گمارم
عمرم شد همه باطل
وای از این دل غافل

/ 3 نظر / 21 بازدید

سلام

سلام

رضا

اگه دوست دارید از وبلاگ خوبتون یه درامد خوبی هم داشته باشید اینجا ثبت نام کنید